عاطفه رشنویی، مدیر پایگاه میراث جهانی سامانه آبی تاریخی شوشتر در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: شعار روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶، «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری»، صرفاً دعوت به استفاده بیشتر از فناوری نیست؛ پرسش اصلی آن، آیندهای است که میخواهیم برای گردشگری بسازیم. سازمان ملل در پیام امسال تصریح کرده است که هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه انتخاب مقصد، عملکرد صنعت و طراحی تجربه سفر است؛ اما همزمان هشدار میدهد که اگر این تحول بدون ملاحظات انسانی و سیاستگذاری مناسب پیش برود، میتواند گردشگران را بیش از پیش به سوی همان چند مقصد و پلتفرم شناختهشده هدایت کند و بسیاری از مقاصد ارزشمند را در حاشیه قرار دهد.
این مسئله برای ایران، با مجموعهای گسترده از میراثجهانی فرهنگی، طبیعی و ترکیبی، موضوعی جدی است. از چغازنبیل، تختجمشید و سامانه آبی شوشتر تا میدان نقشجهان، منظر فرهنگی میمند، شهر تاریخی یزد، منظر فرهنگی هورامان و بیابان لوت، آنچه پیش روی گردشگری ایران قرار دارد، مجموعهای از «جاذبهها» نیست؛ بلکه شبکهای از مکانها، منظرها، دانشها، مهارتها و روایتهای انسانی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
از این منظر، بازطراحی گردشگری را نباید با دیجیتالیکردن میراث یکی دانست. ساخت پایگاههای اطلاعاتی، تورهای مجازی، تصاویر تعاملی یا استفاده از هوش مصنوعی، زمانی ارزشمند است که به فهم دقیقتر مکان و توزیع متوازنتر جریان گردشگری کمک کند. فناوری نباید صرفاً توانایی ما را برای معرفی بیشتر همان مقاصد مشهور افزایش دهد؛ میتواند به کشف و معرفی ظرفیتهایی کمک کند که تاکنون کمتر در نقشه گردشگری ایران دیده شدهاند.
در مدیریت میراثجهانی، این تمایز اهمیت اساسی دارد. ارزش یک اثر را نمیتوان با میزان بازدید، تعداد تصاویر منتشرشده یا میزان حضور آن در فضای دیجیتال سنجید. مبنای نخست، ارزشهای میراثی و در مورد آثار ثبتشده در فهرست جهانی، ارزش جهانی برجسته و الزامات حفاظت از اصالت و تمامیت آنهاست. بنابراین، فناوری باید در خدمت شناخت و حفاظت از این ارزشها قرار گیرد، نه آنکه منطق بازاریابی بر منطق حفاظت غلبه کند.
از سوی دیگر، آینده گردشگری میراثمحور بدون جامعه محلی قابل تصور نیست. خانه تاریخی، بازار، غذا، موسیقی، آیین، مهارت، کشاورزی سنتی و حتی شیوه ارتباط مردم با آب و سرزمین، تنها زمانی به تجربه گردشگری تبدیل میشوند که حاملان آنها در این فرایند حضور داشته باشند و سهم واقعی از منافع آن داشته باشند. در رویکردهای جدید گردشگری نیز بر پیوند میان میراث فرهنگی، مشارکت جامعه، اقتصاد محلی، پایداری و دیجیتالیشدن تأکید شده است.
از این منظر، یکی از مهمترین فرصتهای پیش روی ایران، ایجاد زیرساخت داده میراثمحور است؛ دادهای که فقط مختصات و تصاویر یک بنا نباشد، بلکه ارزشهای میراثی، روایتهای معتبر، ظرفیت بازدید، حساسیتهای حفاظتی، میراث ناملموس، اقتصاد محلی و ارتباط میان اجزای یک منظر یا مجموعه را نیز دربرگیرد. چنین دادهای میتواند مبنای تصمیمگیری گردشگر، برنامهریزی مقصد و حتی آموزش و پژوهش قرار گیرد.
این رویکرد برای میراثجهانی ایران یک نتیجه مهم دیگر نیز دارد: تغییر از رقابت برای «بیشتر دیدهشدن» به تلاش برای درستتر دیدهشدن. ممکن است آینده گردشگری ایران نه در افزایش تعداد بازدیدکنندگان چند سایت مشهور، بلکه در ایجاد ارتباط میان مقاصد، طولانیتر شدن سفر، توزیع جغرافیایی بازدید و شکلگیری تجربههای معنادارتر در شهرها و سرزمینهایی باشد که هنوز ظرفیتهای آنها بهدرستی روایت نشده است.
هوش مصنوعی در این مسیر میتواند ابزار قدرتمندی باشد؛ اما تصمیم درباره اینکه چه چیزی روایت شود، چگونه روایت شود و چه چیزی نباید در معرض مصرف بیضابطه قرار گیرد، همچنان یک تصمیم میراثی، حرفهای و انسانی است.
بنابراین شعار امسال، برای ایران بیش از آنکه درباره فناوری باشد، فرصتی برای بازنگری در نسبت میان میراث، مردم، گردشگر و آینده است. اگر قرار است گردشگری بازطراحی شود، شاید نخستین گام آن این باشد که میراثجهانی ایران را نه مجموعهای از نقاط روی نقشه، بلکه شبکهای زنده از ارزشها، انسانها و سرزمینها ببینیم؛ شبکهای که فناوری میتواند آن را بهتر به جهان معرفی کند، به شرط آنکه پیش از دیدهشدن، درست فهمیده شده باشد.
انتهای پیام/
نظر شما